ميرزا شمس بخارايى
195
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
پذيرفت و محمود از راه خوارزم به ايران رفت . فتحعلى شاه قاجار از او به گرمى استقبال كرده و وى را در منزل ميرزا محمد شفيع صدر اعظم جاى داد . پس از اين رويدادها ، زمان شاه به كابل برگشت و در اوايل سال 1798 م ، آهنگ هندوستان كرد . به گفتهء سرپرسى سايكس ، زمان شاه نامهاى به عنوان ماركويس ويسلى ، گورنر ژنرال انگليسى هند شرقى ، فرستاد و ارادهء خود را براى فتح هند شمالى به او اطلاع داد و از او خواست تا در امر عقب راندن سپاهيان مرهته به سوى دكن با نيروى افغان همكارى كند . سياستمداران انگليس در هند ، تا كنون دشمنى بدين قدرت نديده بودند و با توان رزمى نيز نمىتوانستند در برابر زمان شاه برآيند ، دست به اقدام سياسى زدند . لارد ويسلى گورنر ( حاكم ) هند شرقى به مهدى على خان ، نمايندهء « كمپنى هند شرقى در بوشهر » كه ايرانى تبار بود ، دستور داد تا با دربار ايران تماس گرفته و فتحعلى شاه را بر ضد دولت درّانى تحريك نمايد . در همين زمان مكاتباتى در بين زمان شاه و فتحعلى شاه قاجار بر سر حاكميت خراسان و حدود دو كشور جريان داشت ، به طورى كه كار در بين دو طرف به سختگويى و تهديد كشيده بود . اين پيشامد ، كار نمايندهء انگليس را سهولت بخشيد . دولت قاجار به خراسان لشكر كشيده بود و از ديگر سو سرجان مالكم ( 1800 م ) سفير انگليس را در تهران پذيرفت . به تحريك مالكم ، فتحعلى شاه به خراسان تاخت و با زمان شاه در افتاد . زمان شاه بناچار خود را از راه پشاور و قندهار به هرات رساند . فتحعلى شاه هنگامى كه از حركت زمان شاه به سوى هرات اطلاع يافت ، بدون اينكه توانسته باشد كار مهمى صورت دهد ، لشكر خود را فرا خواند . زمان شاه در سال 1800 م ، با سپاه خود به قندهار برگشت . در طى اقامت در قندهار ، اطلاع يافت كه گروهى از سرداران درّانى و افسران قزلباش دست به توطئه زده ، عهد و پيمان بستهاند كه وزير اعظم رحمت اللّه خان را به قتل برسانند و شاه را عزل كرده ، برادرش شجاع الملك را به جاى او به تخت سلطنت بنشانند . مركز اجتماع اين گروه ، حجرهء يك نفر روحانى به نام غلام محمّد هندى بود كه در قندهار مىزيست و مورد اعتماد عامه بود . زمان شاه بدون بررسى دقيق و اثبات گزارش ، توطئهچينان را فرا خوانده